تبليغاتX
سکوت تنها صدای خداست
سکوت تنها صدای خداست

صدای سکوت


شرط استخدام یک شرکت
شرط استخدام
یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:
شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند، یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم یا آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید. پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید!
قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد:
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد..
شما باید پزشک را سوار کنید، زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید.
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید، زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید..
از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود: سوئیچ ماشین را به پزشک می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس می‌مانیم.

دوشنبه سی ام دی 1387 |

 

عشق تن به فراموشی نمی سپارد

                              مگر یک بار برای همیشه

.

.

          عاشق کم است و سخن عاشقانه فراوان

          همه چیز کهنه می شود و اگر کمی کوتاهی کنیم

            عشق نیز ...

           بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب میگیرند

.

.

          یک بار باید عاشق دیگری شد

          اگر دوبار عاشق شوی

         عشق چیزی بی اعتبارو بی معنی میشود

.

.

        دیگر کلام عاشقانه دلیل عشق نیست

         و آواز عاشقانه خواندن دلیل عاشق بودن

         سرود های عاشقانه را یاد گرفته اند

         که عاشقانه زمزمه کنند

         با چشمانی مملو از صداقت صوری عشق

         آنها حتی غم عشق را هم عینا تقلید میکنند

          غم عشق را ..باور نمیکنی؟..

          خلوص حالیا قصه ایست فرسوده

         و عشق را تنها شاید

          طبیبانی هرزه در دکانهایشان به شنیع ترین

          شکل ممکن تجربه کنند...

          درد این است که در عصر ما

          خالصانه گفتن را هم یاد گرفته اند..

.


دوشنبه سی ام دی 1387 |

 

 

 

 

دی 1387

 

 

 

 

RSS 2.0